علي بن محمد حسينى تبريزى مرعشى

30

قانون العلاج ( فارسى )

اجلهم لا يستاخرون ساعة و لا يستقدمون و نه از جهة آن حكم بكريختن شد كه اين مرض مسريست زيرا كه مدار سرايت بتكيّف مزاجست از مزاج طبيعى خود بمزاج ديكر و اين معنى در اين مرض بدرجهء تحقيق نرسيده است بلكه در حقيقت امر از سرايت و عدم سرايت آن تا حال احدى را مشخّص و معلوم نشده است بجهة آنكه بكرّات مشاهده نموده‌ايم كه به بعضى از خانهاى مردم افتاده كلّا فوت مىشد الّا يك نفر و در بعضى جا مشاهده كرديده كه يك نفر فوت شد و ما بقى سالم ماندند و آن‌كسىكه از اين مرض اجتناب مىكرد او را مىكرفت و آن شخصى كه على الدّوام كار خود را پرستارى مرضى و تدفين و تكفين موتى نموده بود به او هيچ تاثير نمىكرد امّا بجهة آنكه غالبا اين دو مرض بجهة تغيّر و فساد جوهر هوا مىباشد و مزاجى كه مانوس به كيفيّتى از كيفيّات هواى خاص باشد قوام ورود ضدّ آن كيفيّت همية